خاتون؛ اثری قابل‌احترام اما گم‌شده میان دوقطبی زن و مرد

میان آشفته‌بازار سریال‌های تلویزیونی و پخش آنلاین که پول‌پاشی برای درآمد اصلی‌ترین بهانه تولید این اثرات است و ارزشی برای وقت مخاطب قائل نمی‌شوند، این‌که یک مجموعه دست روی مسئله‌ای حساس و دوره تاریخی پرچالشی بگذارد، خود قابل تقدیر است.

خاتون عنوان سریالی است که تلاش کرده اشغال ایران توسط بیگانگان و خودفروختگی عناصر داخلی را به نمایش بگذارد. البته مسئله اصلی‌تر برای کارگردان یعنی تینا پاکروان نقش زنان در کنشگری‌های اجتماعی و جنبش‌های مردمی بوده و از اسم اثر هم می‌توان دلبستگی و دغدغه محوری را متوجه شد.

رگه‌های فمنیستی در سریال فراوان مشاهده می‌شود و در واقع خیلی چیزها فدای یک چیز می شود، خاتون! آن هم خاتون نه مثابه خودش، به مثابه یک زن. بیشترِ دوقطبی‌ها و چالش‌ها حول زن و مرد شکل می‌گیرد و کارگردان به‌دنبال پیروزی خاتون است.

با وجود این‌که قرار است یک سریال عاشقانه و تاریخی ببینیم اما ضعف در پرداخت تاریخی باعث شده عملا جز کشمکش‌های سطحی، تاریخ را مشاهده نکنیم. یا برخی بازیگرها که شخصیت کاریکاتوری دارند و برای مخاطب قابل پذیرش نیستند مانند شیرزاد که بازی تصنعی‌اش توی ذوق می‌زند.

البته از بازی فوق‌العاده بابک حمیدیان در نقش کمیسر روس نمی‌توان گذشت که یک تنه به فیلم اعتبار مضاعفی بخشیده است. یا مهران مدیری در نقش دایی انگلیسی که به‌جز اواخر سریال، ارتباط خوبی با فضا و داستان پیدا می‌کند.

میزانسن سریال هم خیلی جای کار بیشتری داشت. مثلا خانه یک خان‌زاده و سرگرد ارتشی که اگر از بزرگی بیرونی آن بگذریم، از حیث سادگی درونی نسبتی با اعیان جامعه ندارد.

در مجموع با دیدن خاتون یک جدیت و دغدغه‌مندی برای تولید اثری ارزشمند می‌بینیم که نمی‌شود به‌سادگی از کنار آن گذشت. امثال خاتون‌ها باید تولید شود که اولویت اول آن برای فیلم‌ساز یک مسئله باشد تا تجارت. و برای تقویت این جنس دغدغه‌مندی باید اثرات هنری قابل احترام را دید.

من مهرداد رستم جبری... زاده دیار نخل و آفتاب، بوشهر!

پاسخ بگذارید:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاربرگ سایت